محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
301
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
اهراء « 1 » يوسفند ، برخى نيز گويند : گورستان ايشان بوده ، در كتاب ابن فقيه خواندم كه آنها براي رمل محبوسند « 2 » . گويند كه : بر آنها چنين نوشته شده است : من اينها را ساختم ، اكنون اگر كسى در خود توانائى مىبيند آنها را ويران سازد ، ويراني نيز آسانتر از ساختن مىباشد . پس يكى از شاهان آهنگ ويران كردن آن نمود ولى ديد كه همهء خراج مصر نيز به ويران كردن آنها نمىرسد ، پس ، از آنها دست برداشت ! اين دو هرم مانند دو ساختمان صافند واز فاصله دو سه روز راه ديده مىشوند ، جز افراد زرنگ كسى نمىتواند ببالايشان برسد . پيرامن آنها نيز چند همانند كوچكتر آنها ديده مىشوند كه نشانهء گورستان بودن آنها است . نبينى چگونه فرمانروايان ديلم بر گورهاى خود در رى گنبدهاى بلند پايه ساخته وكوشش خويش در سربلندى آنها بكار بردهاند تا ويران نشود وآنان كه پائينترند كوچكتر گيرند . يك بت نيز در آنجا است كه گويند شيطان بدرون آن مىرفته آن را به سخن مىآورد ، تا اينكه بيني ولبان بت شكسته شده است . در عين شمس دو مناره مانند ، دراز ، يك پارچه هست كه چيزى حربه مانند ، بر سر آنها است ومسّله سوزن ناميده مىشوند . در آنجا چيزى همانند واندكى كمتر از اينها نيز هست . سخنان خردناپذير دربارهء آنها شنيدهام * ودر كتاب طلسمات آنها را طلسمى براي تمساحها دانست و
--> ( 1 ) جمع هرى ، انبار گندم سلطان . ( لغتنامه ) نويسندگان منجد آن را از ريشهء لاتين دانستهاند . ( 2 ) شايد گونهاى از كاربرد علم رمل باشد .